ريحانه
ريحانه بدكاره نبود اما گدايي ميكرد! ريحانه از روزي كه قدم تو خونه فرهاد گذاشت صدسال سياه فكر نميكرد روزي كارش به گدايي كشيده بشه اما امان از بي صفتي فرهاد..!
معتاد شده بود وريحانه بايد خرج زندگي خودش و وتوله سگ فرهاد و موادفرهادو درمياورد...
بهزاد بدبخت ترين كودك دنيا بود همون كه مادرش ريحانه بهش ميگفت توله سگ!
ريحانه گدايي ميكرد اما تن به فساد نميداد امان از مردم هرزه چشم كه به ريحانه مثل يه تيكه گوشت واسه ارضا شهوتشون نگاه ميكردن بعضي روزا كار تا اونجا بالا ميكشيدكه درگيري ميشد ومردم ريحانه رو از چنگ نامردا درمياوردن ...
فرهاد براش فقط مواد مهمه وبس...
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17:44 توسط H.L
|
از خروس خوون تا بوق سگ!! میگذره!!