پرنده زخمی...
زخمی بر بال وجراحتی عمیق تر بردلش نشسته است!
پرپروازش را گرفته اند رنگ اسمان دیگر ابی نیست وبه سرخی گراییده است!
آری خونین پروبال پرنده ماست!
تیرصیاد مثل همیشه خطا نرفته بود...
آن لحظه که بر بالش نشست انتهای پروازش بود اما راضی بود!
راضی از اینکه درقفس نمی میرد!
بهترازاین اودر اغوش اسمان جان می سپارد !
اومرگ در آسمان را هزاربار بیش از درقفس بودن دوست دارد !
آری او به رهایی عادت دارد به آسمان!
مگر جز این است که هرکجا باشد باشد آسمان مال اوست!
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰ ساعت 16:53 توسط H.L
|
از خروس خوون تا بوق سگ!! میگذره!!