همه ی بدبختای عالم!
فرشاد ضعیف ترین-نامردترین وترسوترین مرد روزگاربود اون دربرابر همه عاجز ودرمونده بود الا همسرش!
همیشه وهمه جا حقش رو میخوردن جیکش درنمی اومد اونوقت خونه که برمی گشت باکوچکترین بهونه دق عالم وادمو رو همسربیچارش مینا خالی میکرد!
از اونجایی هم که ادم ترسو بدجور وبیرحم میزنه دراثر ضربات وحشتناک فرشاد مینا انواع سردرد رو گرفته بودکه شب وروزشو سیاه کرده بود اما معلوم نبود چرا از فرشاد جدا نمیشه بهرحال تا اخرین روز عمر مینای بدبخت تحملش کرد...
فرشاد یه کثافت بودکه حقش رو خورده بودند...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 11:16 توسط H.L
|
از خروس خوون تا بوق سگ!! میگذره!!