سپیدی دندوناش همیشه توچشم بود ! همه می گفتن شادتر از این ادم تو دنیا نیست اما مگه میشه ادم بود وغمی نداشت!

من پشت خنده هاش کوهی از غم می دیدم که روهم تلنبارشده ولی بروز نمیده خصوصا وقتی تنها میشد اونقدرتوخودش فرومیرفت انگار ادم یه موجود مصیبت دیده رو داره می بینه! چیزی که دیگران نمی دیدن!

اخرش هم از محله ما رفت ونفهمیدیم چی تو دل این ادم می گذشت...